نی نی ما عشق ما

بهترین هدیه خدای مهربون به مهشید و محسن

1394/2/9 11:39
نویسنده : مهشید
117 بازدید
اشتراک گذاری

سلام نی نی خوشگلم عزیز دلم بوس

الان که دارم برات می نویسم آخرای ماه چهارم بارداریم دقیقا پانزده هفته و شش روز .هنوز نمی دونم دخملی یا یه پسر کاکل زری ولی هر چی باشی عشق منو بابا محسنی .ببخشید که دیر شروع کردم به نوشتن آخه میدونی توی اون ماهها ویار حاملگی یکم اوضاع را بهم ریخته بود همش مریض احوال بودم اما حالا خوبم . خوشگل مامان اگرچه من و بابا برنامه بچه دار شدنمون مال الان نبود آخه فقط یکسال از عروسیمون گذشته بود ولی وقتی اومدی خیلی خوشحال شدیم .فکرشم نمی کردم بابا محسنت اینقده ذوق کنه .من شوکه شده بودم یکم گریه کردم از تغییر می ترسیدم ولی ته دلم قند آب می کردن که تو اومدی بابات با این مسیج خبر اومدنت را بهم داد«مامان شدی ...مبارک باشه ...خواست خدا بوده ...خدا داده دیگه ...بسلامتی ایشالا» ولی هنوز چیزی از خوشحالیمون نگذشته بود که یه مشکلی پیش اومد در اثر اشتباه سونوگرافی دکتر پیش بینی کرد که ممکنه حاملگیم خارج از رحم باشه وای نمی دونی چه شبی را اون شب صبح کردیم من که کلی گریه کردم تا خوابم برد محسنم طفلی تا صبح نخوابید هیچکس نمی دونست چی به ما می گذره غیر از عمه منیره ات که باهام بود تو مطب .راستی همین جا بهت بگم عمه منیره ات برات خیلی زحمت کشید همیشه باهام اومده با خانم دکتر دوسته .خلاصه فرداش با یه سونوی دیگه معلوم شد اشتباه شده و شما سر جاتون تشریف دارین .قربونت برم با بابا همدیگرو بغل کردیم و کلی خدا را شکر کردیم که هستی .همون روزم خبر اومدنت را به دو تا خانواده دادیم روزا می گذشت با تهوع و ضعف و سرگیجه ولی حضور تو تحملش را آسون می کرد اولش حسم بهت فقط حس فداکاری و گذشت بود ولی باورت نمیشه حالا چقدر دوستت دارم عاشقتم .درست روز اول کاری سال 94 بود که بازم یه مشکل پیش اومد بازم ترسوندیمون فکر کردم داریم از دستت می دیم ولی شکر خدا خودش بهمون داده تو رو خودشم مواظبته بخیر گذشت اونجا بود که صدای قلب نازنینتو شنیدم الانم هر روز روی شکمم می بینم مثل گنجشک می زنه قلبت کوچولوی من موش موشیه من امروز صبح رفتم آزمایش غربالگری ناهنجاری جنینی  بابا محسنم که مثل همیشه مثل یه عقاب مواظب من و تو و بالا سرمونه اومد .نگران نیستم میدونم تو سالم و شیطون و بلایی .دیشب خوابتو میدیدم الهی بمیرم دستت رفته بود لای درگریه  

پسندها (2)

نظرات (1)

مامان سمیرا و بابا مسعود
19 اردیبهشت 94 15:34
ورود فرشته ی نازنین رو به زندگیتون تبریک می گم...انشاالله صحیح و سالم در آغوشتون بگیرید و در پناه خدا زندگی شاد و پر از عشق را در کنارهم داشته باشید